بیوگرافی توماس ادیسون ، نابغه ای با ۲۵۰۰ اختراع ثبت شده

-توماس ادیسون : تولد ۱۱ فوریهٔ ۱۸۴۷ –درگذشت ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱

توماس-ادیسون-وی وسایل متعددی را طراحی یا کامل کرد که مهم‌ترین و معروفترین آنها لامپ رشته‌ای است
-هنگامی که ادیسون در دوره ابتدایی درس می‌خواند مدیر مدرسه وی اعتقاد داشت که ادیسون شاگرد کودنی است و عذر وی را از مدرسه خواست
– ادیسون در طول حیات علمی خویش توانست ۲۵۰۰ امتیاز اختراع را در ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان به نام خود ثبت کند
-ادیسون از اولین مخترعانی بود که توانست با موفقیت، بسیاری از اختراعات خود را به تولید انبوه برساند
-توماس ادیسون لامپ حبابی را ابداع نکرد و قبل از وی نوعی لامپ اختراع شده بود. او در سال ۱۸۸۰ یک طرح قابل تحقق و تولید برای لامپ حبابی مطرح کرد
-در سال ۱۸۵۴ هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور می‌داد اما آن را به نام خود به ثبت نرساند
-در سال ۱۸۸۹ یکی از کارمندان شرکت ادیسون به اسم ویلیام کندی دیکسون نوعی دستگاه نمایش فیلم اختراع کرد که پنج سال بعد (۱۸۹۴) با نام تجاری کینه‌توسکوپ (متحرک نما) در نیویورک به معرض نمایش گذاشته شد
-یکی از اختراعات عجیب ادیسون قلم خالکوبی بوده است

زندگی نامۀ توماس ادیسون
در سال ۱۸۶۹ ادیسون که ادارهٔ راه‌آهن را ترک کرده بود، به‌عنوان سرپرست فنی به استخدام یک مؤسسهٔ صرافی بزرگ در نیویورک درآمد. در این مقام او توانست نخستین اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود، به نام خود ثبت کند. تلگراف ادیسون برخلاف انواع رایج که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشیده به گوش اپراتور می‌رسانیدند، آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ می‌کرد. او حق امتیاز اختراعش را در مقابل ۴۰۰۰ دلار به مدیر صرافخانه واگذار کرد و با پول آن در نیوآرک، نیوجرسی یک کارگاه تحقیقاتی برای خود برپا نمود. در محل جدید او علاوه بر تکمیل لوازم جانبی تلگراف، یک سامانهٔ پیشرفتهٔ نمایشگر اطلاعات بورس را طراحی کرد که سود هنگفتی از آن حاصل آمد.
ادیسون مدت‌ها این فکر را در سر داشت که کارگاهش را به محل بازتر و بزرگ‌تری منتقل کند. با فراهم شدن سرمایهٔ کافی، سرانجام در سال ۱۸۷۶ م. در منطقهٔ «منلوپارک» نیوجرسی یک لابراتوار پژوهشی مجهز بنیاد نهاد و گروهی از افراد لایق و مستعد را به همکاری فراخواند.
تأسیس این آزمایشگاه نقطهٔ عطفی در رشته فعالیت‌های ادیسون و از بزرگ‌ترین ابتکارهای او به شمار می‌رود. آزمایشگاه منلو پارک نخستین مؤسسه‌ای بود که منحصراً با هدف تولید و تکمیل ابداعات علمی برپا شد و آن را باید نمونهٔ اولیهٔ آزمایشگاه‌های تحقیقاتی بزرگی دانست که از آن پس تمام صنایع مهم در کنار کارگاه‌های خود ایجاد کردند. در سایهٔ نظارت و سازماندهی توماس ادیسون و کار گروهی کارمندان وی صدها اختراع کوچک و بزرگ در این مؤسسه به ثمر رسیدند که البته همگی به نام ادیسون تمام شدند.
از دیرباز، داشتن وسیله‌ای که بتوان با آن صدا را ضبط کرد از آرزوهای بشر بوده‌است. قبل از آنکه توجه ادیسون به این مقوله جلب شود، لئون اسکوت مارتین‌ویل فرانسوی (۱۸۵۷) و دیگران تحقیقاتی کرده و گام‌هایی در این راه برداشته بودند؛ اما دستگاه‌های آنها عملاً قابل استفاده نبود زیرا تنها با یک دور گوش دادن، صدای ضبط شده از بین می‌رفت.
در سال ۱۸۷۷ ادیسون موفق به ساخت وسیله‌ای شد که واقعاً کار می‌کرد؛ یعنی می‌توانست صدا را ضبط و دو تا سه بار پخش کند. «ضبط صوت» ادیسون که فونوگراف (آوانگار) نام گرفته بود، ساختمانی ساده داشت: استوانه‌ای فلزی بود با یک دستهٔ گرداننده که در یک انتهای آن سوزنی همراه با یک بوق تعبیه شده بود. وقتی کسی استوانه را می‌چرخاند و درون بوق صحبت می‌کرد، بر اثر ارتعاش سوزن، روی ورقهٔ نازک حلبیِ دور استوانه خراش‌هایی می‌افتاد. برای شنیدن صدای ضبط شده نیز کافی بود سوزن را به ابتدای مسیر برگردانده و دوباره استوانه را به چرخش درآورند. کیفیت صدا البته بسیار پایین بود و صفحه حلبی هم پس از چند بار استفاده خراب می‌شد. با اینحال همین وسیله ابتدایی در نظر مردم بسیار شگفت‌انگیز می‌نمود و بشدت مورد استقبال قرار گرفت. روزنامه‌ها ادیسون را «جادوگر منلوپارک» لقب دادند. حتی دولت رسماً وی را به واشینگتن دعوت کرد تا اختراعش را در برابر مقامات به نمایش بگذارد. ده سال بعد (۱۸۸۷ م) ادیسون (یا به روایتی الکساندر گراهام بل)، استوانهٔ مومی را جایگزین ورق حلبی کرد و بالاخره امیل برلینر مخترع آمریکایی آلمانی‌تبار با تبدیل استوانهٔ مومی به صفحهٔ پلاستیکی، گرامافون را به شکل امروزی درآورد.
توماس ادیسون لامپ حبابی را ابداع نکرد و قبل از وی نوعی لامپ اختراع شده بود او در سال ۱۸۸۰ یک طرح قابل تحقق و تولید برای لامپ حبابی مطرح کرد (با استفاده از یک رشته از جنس بامبوی کربنیزه) که مورد استفاده منازل و خانه‌ها شد و البته یک سال بعد جوزف سوان در سال ۱۸۸۱ یک ساختار کارآمدتر را (با استفاده از رشتهٔ سلولوزی) مطرح نمود.
سابقهٔ سیستم روشنایی الکتریکی به اواسط قرن نوزدهم می‌رسد. در سال ۱۸۵۴ هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور می‌داد اما آن را به نام خود به ثبت نرساند. پس از وی جیمز وودوارد، ویلیام سایر، متیو ایوانز (۱۸۷۵) و جوزف سووان (۱۸۷۸ م) مدل‌های دیگر چراغ‌های الکتریکی را ارائه کردند.
کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصهٔ جدید شود، والیس صنعتگر آمریکایی نوعی چراغ برق را روانهٔ بازارکرده بود که نمونه‌ای از آن به دست ادیسون رسید (۱۸۷۸). دستگاه والیس تشکیل می‌شد از چارچوبی با یک حباب و دو میلهٔ فلزی متحرک که به هر کدام تکه زغالی متصل بود. عبور جریان برق از میله‌ها باعث می‌شد که دو قطعه زغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی بسیار درخشانی به رنگ آبی پدیدار شود.
این چراغ الکتریکی ابتدایی بازده پایینی داشت زیرا مصرف برق آن زیاد و عمر زغال‌هایش کم بود. با این وجود، ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پی‌برده بود، تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای زغال مادهٔ مناسب تری بیابد که با برق کمتر مدت درازی روشنایی بدهد و به مرور زمان نسوزد و از بین نرود.
پس از یک سال تلاش بی‌وقفه و آزمایش صدها مادهٔ گوناگون، سرانجام ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی کربونیزه (زغالی‌شده) لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد. این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به تحقیقات خود ادامه دهند و زمانیکه موفق شدند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند، ادیسون تشخیص داد که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیده‌است.
7813_البته نمونه لامپ ادیسون قبل از ارائه توسط شخص دیگری تولید و در اداره ثبت بریتانیا به اسم دانشمندی به نام سوان ثبت شده بود و این ثابت می‌کند لامپ ادیسون چیز جدیدی نبود ولی با این حال نباید تلاش‌های ادیسون را در راستای ترویج این تکنولوژی نادیده گرفت.
او از روزنامه‌نگاران و صاحبان سرمایه دعوت کرد تا در شب ۳۱ دسامبر ۱۸۷۹ برای دیدن اختراع جدیدش به منلوپارک بیایند. به دستور او آزمایشگاه و اطراف آن را با صدها لامپ برق آراستند بطوریکه محوطهٔ منلوپارک و جادهٔ منتهی به آن غرق در نور شده بود. ادیسون میهمانان خود را با چیزی روبرو کرده بود که برایشان سابقه نداشت. منظرهٔ لامپ‌های نورانی بازدیدکنندگان را به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ بطوریکه وقتی ادیسون نقشهٔ خود را برای تأسیس یک کارخانهٔ بزرگ الکتریسیته در نیویورک مطرح کرد پیشنهادش با استقبال گرم سرمایه‌داران حاضر روبرو شد.
در ۲۷ ژانویه ۱۸۸۰ ادیسون تقاضانامهٔ دریافت امتیاز اختراع «لامپ روشنایی الکتریکی» را به ادارهٔ اختراعات آمریکا تسلیم کرد اما با درخواستش موافقت نشد. کارشناسان سازمان معتقد بودند که طراحی و ساخت لامپ ادیسون بر مبنای مطالعات ویلیام سایر انجام شده است؛ بنابراین تنها امتیاز اختراع رشتهٔ زغالی شده پرمقاومت (مادهٔ تولیدکنندهٔ نور لامپ) به ادیسون تعلق گرفت.
در ۱۳ فوریه ۱۸۸۰ وی به کشف یک پدیدهٔ مهم فیزیکی نائل آمد که اکنون به اثر ادیسون معروف است.
دو سال پس از نمایش عمومی لامپ الکتریکی، (۱۸۸۲) ساختمان کارخانهٔ مرکزی تولید برق موسوم به «ایستگاه پرل استریت» به پایان رسید و در چهارم سپتامبر همان سال نخستین سیستم توزیع نیروی الکتریسیته در جهان با قدرت ۱۱۰ ولت و ۵۹ مشتری در پایین محلهٔ منهتن به دست ادیسون افتتاح گردید.
چندی بعد ادیسون کوشید تا حق امتیاز لامپ برق را در بریتانیا از آن خود کند و بر رقیبش جوزف سووان – که مستقل از ادیسون موفق به اختراع لامپ حرارتیِ رشته کربنی شده بود- پیروز شود اما پس از یک دعوای حقوقی بی‌حاصل، دو طرف با یکدیگر به توافق رسیدند و برای بهره‌مند شدن از منافع اختراعشان در بریتانیا شرکت «ادیسون» را تأسیس کردند. این شرکت در سال ۱۸۹۲ جزئی از کمپانی بزرگ جنرال الکتریک (متعلق به ادیسون) گردید.

شیوهٔ ادیسون
بیشتر اختراعات ادیسون حاصل تکمیل ایده‌های دیگران و کار دسته‌جمعی گروه بزرگی از تکنسین‌ها و کارمندانی بود که تحت نظارت او به تحقیق و آزمایش می‌پرداختند. لویس لاتیمر دستیار آفریقایی-آمریکایی ادیسون که در پروژهٔ چراغ الکتریکی نقش مهمی داشت، از جملهٔ این افراد است. اگر امروز کمتر نامی از کسانی مانند او به میان می‌آید، به این دلیل است که ادیسون غالباً همکاران خود را در افتخار و اعتبار اختراعاتش سهیم نمی‌کرد. با این همه شکی نیست که بدون قدرت سازماندهی و خصوصاً همت بلند ادیسون دست یافتن به این همه موفقیت ممکن نبود. نیکلا تسلا فیزیکدان بزرگ و یکی از همکاران ادیسون دربارهٔ روش او برای حل مسائل می‌نویسد:
«اگر ادیسون می‌خواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند، با پشتکارفراوان دانه به دانه رشته‌های کاه را کنار می‌زد تا بالاخره سوزن نمایان شود. بارها با تأسف شاهد بودم که چگونه بخش اعظم وقت و انرژی او صرف یافتن یک فرمول جزئی یا انجام دادن محاسبه‌ای کوچک می‌شد. »
ادیسون خود نیز در این‌باره گفته‌است:
«نوآوری عبارت است از یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ریختن و تلاش کردن. »
تسلا دانشمندی شایسته و بهترین کارمند ادیسون بود. او ابتدا از طرف ادیسون مأمور شده بود تا راه‌های توسعهٔ سیستم‌های جریان مستقیم (DC) را بررسی کند اما چون پس از پایان کار ادیسون تعهدات مالی خود را زیر پا گذاشت تسلا تصمیم به ترک شرکت او گرفت. با پذیرش استعفای تسلا، ادیسون مرتکب اشتباه بزرگی شد چرا که چندی بعد تسلا با کشف جریان متناوب (AC) در برابر امپراتوری ادیسون و سیستم DC او قد علم کرد. او با حمایت جرج وستینگهاوس کارخانه‌دار معروف سامانه‌های چندفازی توزیع برق را برپایهٔ جریان AC تکامل بخشید که بسیار کارآمدتر از سیستم ادیسون بود. با وجود تبلیغات منفی جنرال الکتریک، جریان AC روز به روز رواج بیشتری یافت و سرانجام سلطه ادیسون را بر بازار صنایع الکتریکی درهم شکست.

سینما
در سال ۱۸۸۹ یکی از کارمندان شرکت ادیسون به اسم ویلیام کندی دیکسون نوعی دستگاه نمایش فیلم اختراع کرد که پنج سال بعد (۱۸۹۴) با نام تجاری کینه‌توسکوپ (متحرک نما) در نیویورک به معرض نمایش گذاشته شد. کینه‌توسکوپ دستگاهی بود که هرکس از سوراخ آن به درون می‌نگریست و دسته‌ای را می‌چرخاند، تصاویر متحرکی را مشاهده می‌کرد. این وسیله ابتدا به‌عنوان مکمل گرامافون و برای رونق بخشیدن به بازار آن طراحی شده بود و هدف آن بود که با افزودن امکان تماشای عکس متحرک، بر جذابیت گرامافون نزد خریداران افزوده شود.
با وجود اهمیت این اختراع، ادیسون یا دیکسون را نمی‌توان پایه‌گذار سینما دانست؛ کینه‌توسکوپ آن‌ها بیشتر به ماشین «شهر فرنگ» شبیه بود و دریک زمان بیش از یک نفر نمی‌توانست از آن استفاده کند. چنین دستگاهی در عصر جدید که تودهٔ مردم به هیجان و سرگرمی‌های دسته‌جمعی نیاز داشتند چندان به کار نمی‌آمد. ایدهٔ بزرگ کردن تصاویر و بکارگیری پردهٔ نمایش هرگز به ذهن ادیسون نرسید چون همان‌طور که گفتیم از اختراع کینه‌توسکوپ مقصود دیگری داشت ولی حدود یک سال بعد لویی لومیر صنعتگر ثروتمند فرانسوی با ساختن دوربین فیلم‌برداری و پروژکتور و افتتاح اولین سالن سینما در گراند کافه پاریس (۲۸ دسامبر ۱۸۹۵) نخستین گام‌ها را برای علاقه‌مند کردن مردم به این پدیدهٔ نو برداشت. پس از گذشت چند سال، سالن‌های نمایش فیلم در اروپا و آمریکا آن قدر فراوان شده بود که ادیسون نیز چاره‌ای جز پیوستن به این جریان و کنار گذاشتن سینمای تک نفره‌اش ندید.
ادیسون در تبدیل سینما به رسانه‌ای همگانی و صنعتی سودآور نقش مؤثری ایفا کرده‌است. فیلم استاندارد ۳۵ میلیمتری با چهار روزنه در لبهٔ هر فریم که هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد از یادگارهای ادیسون است. وی همچنین مؤسس اولین استودیوی فیلمسازی دنیا (بلک ماریا در ایالت نیوجرسی) است. نخستین فیلم کپی رایت شدهٔ تاریخ سینما با عنوان «عطسهٔ فرد اُت» در این استودیو ساخته شد. همچنین فیلم فرانکنشتاین (۱۹۱۰) نیز در استودیو و شرکت فیلم‌سازی وی ساخته شده است.

سال‌های پایانی توماس ادیسون
در اول فوریه ۱۸۹۳ ادیسون ساختمان «بلک ماریا» نخستین استودیوی تصاویر متحرک را در اورنج غربی، نیوجرسی به پایان برد. او کوشید تا اختراع دوربین فیلم برداری را تماماً به خود نسبت دهد و حق استفادهٔ انحصاری از آن را به دست آورد اما در ۱۰ مارس ۱۹۰۲ ادعای او در یک دادگاه استیناف ایالات متحده رد شد.
در سال ۱۸۹۴ او در زمینهٔ ترکیب فیلم و صدا تحقیقاتی انجام داد که سرانجام به اختراع کینه‌توفون انجامید. این دستگاه که ترکیب ناجوری از کینه‌توسکوپ و گرامافون استوانه‌ای بود با استقبال مردم مواجه نشد.
در ۶ ژانویه ۱۹۳۱ ادیسون درخواست‌نامهٔ ثبت آخرین اختراع خود «وسیلهٔ نگهدارندهٔ اشیاء هنگام آبکاری الکتریکی» را به ادارهٔ ثبت اختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ، اَجل به او مهلت نداد و این مخترع بزرگ در اواخر همان سال در سن ۸۴ سالگی چشم از جهان فروبست.

unknown-edison-invention-portraitمروری بر ۱۰ اختراع کمتر شناخته شده توماس ادیسون
مورخان اینطور می گویند که این نابغه به طور متوسط هر دو هفته یک بار پتنتی را به نام خود ثبت کرده است. البته بسیاری از این اختراع ها در نوع خود بی نظیر نبودند و بارها و بارها به خاطر شباهتشان به ایده های ارائه شده از سوی دیگر مخترعین او را به دادگاه کشاندند اما ادیسون به خاطر توانمندی هایش در حوزه بازاریابی و نفوذ بالایش در اغلب این دادگاه ها برنده اعلام می شد.

دستگاه شمارش رای
ادیسون زمانی که تنها ۲۲ سال داشت به عنوان اپراتور تلگراف خانه کار می کرد و در آن زمان بود که نخستین پتنت خود را برای دستگاه ثبت رای الکتروگرافیک به ثبت رساند. او یکی از معدود مخترعانی بود که مشغول توسعه روش هایی برای شمارش رای اشخاص حقوقی (نظیر اعضای کنگره آمریکا) شده بود تا به شیوه ای منظم تر از سیستم قبلی نظراتشان را ثبت نماید.
دستگاه ابداعی ادیسون به میز رای گیرنده وصل می شد. روی میز، اسامی قانون گذاران با حروف فلزی در قالب دو ستون تحت عنوان بله و خیر نوشته شده بود. کافی بود که قانونگذاران دکمه ای را روی دستگاه خود فشار دهند تا رای آری یا خیرشان ثبت گردد. به این ترتیت دستگاه جریانی را برای دستگاه روی میز رئیس جلسه ارسال می کرد. پس از اتمام فرایند رای گیری، یک برگه حاوی مواد شیمیایی خاص روی سطح فلزی قرار داده و نوعی غلطک فلزی روی آن کشیده می شد. جریان برق ماده شیمایی آغشته شده روی کاغذ را حل می کرد و در نهایت نتایج بله یا خیر روی آن ثبت می شدند.
در ادامه یکی از همکاران ادیسون به نام Dewitt Roberts دستگاه شمارش رای را در ازای پرداخت ۱۰۰ دلار خریداری کرد و تلاش نمود که آن را به کنگره بفروشد. اما کنگره با هر دستگاهی که فرایند رای گیری را سرعت می داد و زمان لازم برای مذاکرات سیاسی را کم می کرد مخالف بود، در نتیجه مشتری خاصی برای آن اختراع پیدا نشد.

قلم خالکوبی
شاید برایتان عجیب باشد اما ادیسون فردی است که یکی از نخستین قلم های تتو را ابداع کرده است. آن قلم الکتریکی که پتنتش در سال ۱۸۷۶ میلادی به ثبت رسید، در راس خود یک سوزن فولادی داشت که می توانست حفره هایی را روی کاغذ ایجاد و آن را برای چاپ آماده کند. این قلم از آن جهت که یکی از نخستین دستگاه های ارائه شده برای گرفتن کپی از اسناد بود دارای اهمیت است.
در سال ۱۸۹۱ میلادی، Samuel O’Reilly هنرمندی که کار خالکوبی انجام می داد نخستین پتنت دستگاه تتو را دریافت کرد؛ دستگاهی که گفته می شود براساس ایده قلم ادیسون ساخته شده بود. این فرد تنها یک نمونه از دستگاه پتنت شده خود را تولید کرد و آن هم برای استفاده شخصی اش بود و آنطور که در اسناد تاریخ آمده، تلاشی برای بازاریابی و فروش انبوه قلم خود نکرد.
او در سال ۱۸۷۵ میلادی از ایرلند عازم نیویورک شد و بعد از آنکه نخستین دستگاه خالکوبی اش را ساخت، بسیاری را به فروشگاهش واقع در میدان Chatham جذب کرد. سرعت خالکوبی با آن دستگاه به مراتب بیشتر از کاربرد دست بود و هنرمندانی که با آن کار می کردند، تصورشان این بود که نتیجه کار با آن تمیزتر از آب در می آید. بعد از مرگ O’Reilly یکی از هنرجویانش دنباله رو او شد و کسب و کار خوبی را با استفاده از آن قلم برای خود راه انداخت.

غربالگر مغناطیسی سنگ آهنگ
شاید بزرگ ترین شکست مالی ادیسون جداکننده سنگ مغناطیسی او باشد. این ایده که در طول دهه ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰ میلادی در آزمایشگاه های ادیسون پرورش داده شد به استفاده از آهنربا برای جداسازی سنگ آهن از سنگ های معدنی غیرقابل استفاده با گرید پایین تر مربوط می شد.
همزمان با اینکه آزمایشگاه های ادیسون سخت مشغول ساخت جداکننده مغناطیسی اش بود، قیمت سنگ آهن نیز افزایشی قابل توجه پیدا کرد. او در ادامه حق استفاده از دستگاه خود در ۱۴۵ معدن متروکه را دریافت کرد و پروژه پایلوتش را نیز در معدن Ogden نیوجرسی کلید زد.
ادیسون پول زیادی را صرف این پروژه کرد و به تدریج بخش قابل توجهی از سهامش در شرکت جنرال الکتریک را فروخت تا هزینه های انجام این پروژه را پرداخت نماید. اما مشکلات مهندسی کار هیچگاه از بین نرفتند و قیمت سنگ آهن افتی قابل توجه پیدا کرد و همین مساله ادیسون را وادار کرد که پروژه جداکننده سنگ آهن را کنار بگذارد.

کنتور برق
وقتی تصمیم به انجام کاری می گیرید که قبلا اجرا نشده، هر نوع مشکلی برایتان پیش می آید. ارائه خدمات الکتریکی به شرکت ها و مناطق مسکونی هم یکی از این موارد است.
ادیسون برای اندازه گیری میزان مصرف برق مشتریانش و رفع مشکل ارائه سرویس به آنها، پتنت دستگاهی به نام Webermeter را در سال ۱۸۸۱ میلادی به ثبت رساند. این دستگاه دو یا چهار پیل الکترولیتی داشت و در هر دو الکترود آن از روی و سولفات روی استفاده می شد. این روی، وقتی در معرض جریان الکتریسته قرار می گرفت از یک الکترود به الکترود دیگر انتقال می یافت. کنتور نیز در هر بار که میخواست میزان مصرف را بخواند پیل های الکترلیتی را برمی داشت و آنها را با پیل های جدید جایگزین می کرد.

روش نگهداری میوه
یکی دیگر از اختراعات ادیسون تویوب های شیشه ای خلا بود که همزمان با اختراع لامپ های رشته ای اتفاق افتاد. البته این اختراع تماما به تلاش های ادیسون مربوط نمی شود و بسیاری افراد دیگر در پروسه تحقیقاتی و ساخت آن نقش داشتند اما پتنت های آن بیشتر به نام این دانشمند ثبت گردیدند.
در سال ۱۸۸۱ میلادی، ادیسون، درخواست ثبت پتنتی را تسلیم مراجع قانونی آمریکا کرد که به روشی برای نگهداری و حفظ میوه ها، سبزیجات و دیگر مواد ارگانیک درون ظروف شیشه ای مربوط می شد. روش کار به این نحو بود، که ظرف را از میوه ها و مواردی که باید نگهداری می شدند پر می کردند و سپس با استفاده از یک پمپ، تمام هوای موجود در آن تخلیه می شد. در انتها ظرف شیشه ای با یک قطعه شیشه ای دیگر مهر و موم می شد تا هوا به درونش نفوذ نکند.
یکی دیگر از اختراعات غذایی که به ادیسون نسبت داده شده اما در اصل زاییده ذهن یک دانشمند فرانسوی به سال ۱۸۵۱ است، کاغذ مومی نام دارد. ادیسون از این کاغذ در آزمایشاتش برای ضبط صدا استفاده کرد و ماجرای اختراع این کاغذ نیز احتمالا از اینجا ریشه می گیرد.

باتری قلیایی برای ماشین های الکتریکی
ادیسون باور داشت که خودروها بالاخره روزی برقی می شوند و در سال ۱۸۹۹ میلادی، کار ساخت نوعی باتری قلیایی را آغاز کرد که اساسا برای استفاده در ماشین ها طراحی شده بود. در سال ۱۹۰۰ حدودا ۲۸ درصد بیش از ۴۰۰۰ خودروی تولیدی در آمریکا انرژی مورد نیازشان را از الکتریسیته تامین می کردند.
هدف او ساخت نوعی باتری بود که می توانست پس از هر بار شارژ مسافتی در حدود ۱۶۱ کیلومتر را طی کند. ادیسون بعد از ۱۰ سال این پروژه را به خاطر بی نتیجه بودنش کنار گذاشت.
البته تلاش های او چندان هم بی حاصل نبود و باتری های ابداعی اش در ادامه به سودمندترین اختراعش بدل گردیدند و در لامپ کلاه معدنچیان، علائم رانندگی و اجسام شناور دریایی مورد استفاده قرار گرفتند. هنری فورد، دوست ادیسون نیز از باتری های ابداعی وی در خودروی مدل T خود استفاده نمود.

خانه های سیمانی پیش ساخته
در اوایل قرن بیستم، ادیسون تصمیم گرفت که محله های فقیر نشین را از چهره شهر پاک کرده و در عوض خانه هایی محکم و ضد حریق را برای خانواده افراد کم درآمد بسازد. آن خانه ها قرار بود با استفاده از سیمانی ساخته شوند که در کارخانه پوتلند تولید می شدند و ادیسون اعلام کرده بود که در صورت موفق آمیز بودن پروژه هیچ سودی را از بابت آن طلب نمی کند.
برنامه این دانشمند این بود که سیمان را درون قالب های بزرگ چوبی با اندازه و شکل خانه های واقعی بریزد و پس از سخت شدن سیمان، آن قالب را از اطراف سازه بردارد و کار تمام است. ادیسون گفته بود که این خانه های پیش ساخته را با قیمت ۱۲۰۰ دلار می فروشد که حدودا یک سوم قیمت ساخت خانه های معمولی در آن دوران تمام می شد.
در جریان انفجار ساخت و ساز در دهه ۱۹۰۰ میلادی، سیمان تولیدی در کارخانه پوتلند در کارگاه های ساختمانی متعددی در اطراف نیویورک سیتی استفاده می شد، با این همه، خانه های پیش ساخته ادیسون هیچگاه به مرحله بهره برداری نرسیدند. در واقع برای تهیه قالب ها و تجهیزات به سرمایه هنگفتی نیاز بود و شرکت های اندکی می توانستند آن بودجه را تامین کنند. تصویر کلی این خانه ها هم مساله دیگری بود. در آن دوران خانواده ها تمایلی به نقل مکان کردن به خانه هایی که برای محله های فقر نشین ساخته شده بودند و خیلی خوب می شد تشخیص شان داد، نداشتند.
عامل دیگر، شکل خشن و بی روح این خانه ها بود. البته شرکت تحت مدیریت ادیسون، تعدادی خانه سیمانی را اطراف نیوجرسی تولید کرد (که هنوز هم برخی از آنها سر پا هستند) با این همه، دیدگاه ادیسون، برای ایجاد محله های سیمانی هیچگاه به حقیقت تبدیل نشد.

thomas-alva-edisonمبلمان سیمانی
چرا باید یک زوج جوان برای خرید مبلمانی که تنها چند سال دوام می آورد زیر بار قرض بروند؟ ادیسون پیشنهاد داد که با نصف مبلغ مورد نیاز برای خرید این وسایل، مدل سیمانی آنها را برای تمامی اتاق های منزل می سازد و این مبلمان دیگر نه چند سال بلکه یک عمر دوام خواهند آورد.
مبلمان سیمانی ادیسون تنها یک و نیم برابر انواع چوبی شان وزن داشتند و آنقدر صیقل داده می شدند که شبیه به مبلمان چوبی به نظر می آمدند و در ازای پرداخت تنها ۲۰۰ دلار می شد کل منزل را به آنها تجهیز کرد.
در سال ۱۹۱۱ میلادی، شرکت تحت مدریت ادیسون، یک پیانو، وان حمام و کابینت سیمانی را تولید کرد که می شد یک گرامافون را درون آن قرار داد. آنها در ادام این کابینت ها را به اقصی نقاط کشور بردند تا خریداران بالقوه را به سمت شان جلب نمایند و بخش جالب قضیه اینجاست که روی آنها نوشته شده بود، بدون احتیاط حمل کنید. این کابینت ها قرار بود در جریان نمایشگاه صنعت سیمان نیویورک رونمایی شوند اما چنین اتفاقی رخ نداد و برخی گمانه زنی ها حکایت از این دارند که استحکامشان به حدی نبوده که سختی های سفر را تحمل کنند و سالم به مقصد برسند.

گرامافون برای عروسک و اسباب بازی های دیگر
وقتی ادیسون پتنت گرامافون را به ثبت رساند، شروع کرد به ابداع روش هایی برای استفاده از آن. یکی از آن ایده ها نخستین بار در یکی از یادداشت های آزمایشگاهی وی در سال ۱۸۷۷ میلادی نوشته شد اما تا سال ۱۸۹۰ میلادی پتنتش به ثبت نرسید. ایده این بود که گرامافون را به شکلی مینیاتوری بسازند و آن را در بدن یک عروسک یا اسباب بازی تعبیه نمایند و از این طریق به شی ای بدون صدا، صدا ببخشند.

درادامه گرامافون باید در داخل محفظه ای از جنس قلع تعبیه می شد که درون قفسه سینه عروسک جای می گرفت و سپس دست و پای پیش ساخته و سری که از قبل در آلمان آماده شده بود نیز به آن متصل می گردید و نهایتا عروسک های سخنگو با قیمت حدودی ۱۰ دلار فروخته می شدند.

متاسفانه ایده ساخت عروسک های سخنگو فراتر از تکنولوژی موجود برای اجرای آنها بود. در آن دوران، ضبط صدا دوران طفولیت خود را به لحاظ توسعه می گذراند و صداهای تهیه شده ای که قرار بود از گرامافون ها خارج شوند، گوش خراش تر از چیزی بودند که تصورش می رفت.

برخی از عروسک ها هم ابدا صدایی تولید نمی کردند یا اینکه صدای خارج شده از آنها بیش از اندازه ضعیف بود که قابل شنیدن باشد. از طرف دیگر، ظاهر شکننده این اسباب بازی ها با ایده اولیه شان که همانا جذب کودکان بود، تناقض داشت و ساخت آنها با شکست روبرو شد.

تلفنی برای ارتباط با ارواح
ادیسون، با فراتر بردن ایده تلفن و تلگراف، در اکتبر سال ۱۹۲۰ میلادی، اعلام کرد روی دستگاهی کار می کند که قرار است خطوط ارتباطی را با عالم ارواح بگشاید. پس از جنگ جهانی اول، اعتقاد به عالم ارواح احیا شد و بسیاری از مردم امیدوار بودند که علم در نهایت ابزاری را برای دسترسی به روح اموات در اختیارشان قرار دهد. اما چنین دستگاهی هیچگاه به مرحله تولید نرسید و حتی بعد از مرگ ادیسون در سال ۱۹۳۱ نیز خبری از آن نشد. همین مساله این تصور را در ذهن بسیاری به وجود آورد که هدف این دانشمند از مطرح کردن چنین ایده ای صرفا شوخی با افکار عمومی بوده و بس.
منابع : howstuffworks – digiato – ویکی پدیا
ویرایش و نشر : ایران ادیب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *