بیوگرافی جان فورد ، ۴ اسکار با طعم وسترن

-جان فورد : زاده ۱ فوریه ۱۸۹۴ – درگذشته ۳۱ اوت ۱۹۷۳

769554_608-جان فورد با بردن چهار اسکار بهترین کارگردانی از مجموع پنج نامزدی، در این بخش رکورد دار است
-جان فورد در اصل ایرلندی است اما ملیت آمریکایی دارد
-بزرگانی چون اینگمار برگمن و اورسن ولز وی را یکی از بزرگ‌ترین کارگردان‌های تمام اعصار دانسته‌اند
-کارگردانانی چون آکیرا کوروساوا، مارتین اسکورسیسی، استیون اسپیلبرگ، سام پکینپا، پیتر بوگدانویچ، سرجیو لئونه و ژان لوک گدار نیز تحت تأثیر فیلم‌سازی جان فورد بوده‌اند
-نشریه سینمایی اسکرین در گزارشی فهرستی از بهترین کارگردانان تاریخ سینمای دنیا را منتشر کرد که جان فورد در رتبه اول قرار داشت
-«نام من جان فورد است، من وسترن می‌سازم». این یکی از نقل قول‌های معروف جان فورد است

زندگی‌نامه جان فورد
جان فورد ( John Ford ) ( با نام اصلی شان آلوسیوس افینی ) در اول فوریه سال ۱۸۹۴در آمریکا به دنیا امد. او سیزدهمین فرزند یک خانواده ایرلندی مهاجر بود . فورد کار خود را از سینمای صامت آغاز کرد. او در سال ۱۹۱۴ در سن بیست سالگی به دنبال برادر بزرگترش به کالیفرنیا ( هالیوود ) رفت. برادرش توانسته بود به عنوان بازیگر و کارگردان ، قراردادی با یونیورسال (Universal) ببندد. برادرش به عنوان دستیار تهیه کاری برای او دست و پا کرد.

فورد از ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۱ با نام جک فورد به استخدام یونیورسال در امد تا فیلم های کم هزینه وسترن و درام های حادثه ای بسازد. اولین فیلم فورد در مقام کارگردانی ، وسترنی به نام گردباد بود که در سال ۱۹۱۷ ساخت و خود در آن نقش اصلی را ایفا می کرد. فورد در این مدت بیست و پنج فیلم با بازی ستاره قدیمی سینمای صامت ، هری کری ( Harry Carey ) ، ساخت. د

ر ۱۹۲۲ به کمپانی فاکس پیوست و در آنجا با ساخت فیلم اسب آهنین ( The Iron Horse ) در سال ۱۹۲۴ به عنوان کارگردانی صاحب سبک معرفی شد. اسب آهنین فیلمی حماسی درباره بنای نخستین خط سراسری آهن در آمریکا بود که با استقبال عظیمی رو به رو شد. به دنبال شکست وسترن بعدی اش ، سه مرد خبیث ( Three Bad Men ) در سال ۱۹۲۶ سیزده سال این ژانر را کنار گذاشت. با ورود صدا به سینما فورد نیز به ساخت فیلم های ناطق روی آورد.

مهم ترین فیلمی که فورد در آغاز دوره ناطق ساخت مردان بی زن ( Men Without Women ) نام داشت. فورد این فیلم را در ۱۹۳۰ ساخت. این فیلم درامی مربوط به یک زیر دریایی است که در آن یک نفر باید کشته شود تا بقیه بتوانند زنده بمانند. فورد برای این فیلم از یک زیردریایی استفاده کرد و علاوه بر نوآوری های دیگر ، دوربینش را در یک محفظه شیشه ای به زیر آب برد تا از انجا مستقیما فیلم برداری کند. این فیلم همچنین سرآغاز همکاری فورد با دادلی نیکولز ( Dudley Nichols ) ، فیلم نامه نویس و جوزف اگوست ( Joseph August ) ، فیلم بردار بود که همکاری مشترکشان ادامه یافت و در چند فیلم موفق ثمر داد. فورد در اویل دهه ۱۹۳۰ چندین فیلم کمدی و حادثه ای ساخت که از آن جمله می توان به فیلم های ارو اسمیت ( Arrowsmith ) در سال ۱۹۳۱ ، پست هوایی ( Air Mail ) در سال ۱۹۳۲ و محافظ گمشده ( The Lost Patrol ) در سال ۱۹۳۴ اشاره کرد.

جان فورد هنگامی از جانب منتقدان مورد تحسین قرار گرفت و به عنوان یکی از چهره های شاخص سینما شناخته شد که فیلم خبرچین ( The Informer ) را در سال ۱۹۳۵ ساخت. این فیلم اقتباسی از یک رمان بود که فورد آن را با هزینه ای کم و در مدت زمانی کوتاه ساخت. فیلم نامه فیلم را دادلی نیکولز نوشت و فیلم برداری آن را نیز جان اگوست بر عهده داشت. خبر چین فیلمی پر تمثیل درباره مردی نادان است که در جریان انقلاب ایرلند یاران خود در ارتش را به خاطر پول لو می دهد و سپس دچار عذاب وجدان می شود ، اما سرانجام توسط ارتش انقلابی ایرلند محاکمه و اعدام می شود. این فیلم در آن سال افتخارات بسیاری به دست آورد. از جمله این که جایزه هیئت منتقدان نیویورک را به عنوان بهترین فیلم سال ، اسکار بهترین کارگردانی ، اسکار بهترین بازیگر مرد ، اسکار بهترین فیلم نامه و اسکار بهترین موسیقی فیلم را به دست آورد.

پس از موفقیت خبرچین ، فورد به فیلم هایی روی آورد که محتوای اجتماعی و تاریخی بیشتری داشته باشند ، فیلم هایی مانند زندانی شارک آیلند ( The Prisoner Of Sharka Island ) در سال ۱۹۳۶ که به داستان واقعی دکتری می پرداخت که متهم به قتل لینکلن می شود ، ماری اسکاتلند ( Mary Of Scotland ) در سال ۱۹۳۶ که تراژدی سیاسی هوشمندانه ای بود ، همچنین فیلمی اقتباسی به نام خیش و ستارگان ( The Plough And The Stars ) که داستان گروه کوچکی از ارتشی های انقلابی ایرلند بود که پایگاه انگلیسی ها را برای بیست و چهار ساعت محاصره می کنند ( این فیلم هم در سال ۱۹۳۶ ساخته شد ). نامعمول ترین و در عین حال پرفروش ترین فیلم فورد در این دوره فیلم گردباد ( The Hurricane ) بود که در سال ۱۹۳۷ ساخت. این فیلم به زندانی شدن بی رحمانه جزیره نشینان دریای جنوب به دست فرمانداری اروپایی و ظالم می پرداخت و با یک صحنه طوفان گرمسیری به پایان می رسید.

در ۱۹۳۹ جان فورد دو فیلم از بهترین آثار خود را عرضه کرد:دلیجان( Stagecoach ) و آقای لینکلن جوان ( Young Mr. Lincoln )جان فورد با دلیجان بعد از سیزده سال دوباره به سینمای وسترن بازگشت و با این فیلم به نوعی این ژانر را احیا کرد. فورد در دلیجان ، داستان سفر خطرناک یک گروه ناهمگون از سطوح مختلف اجتماعی را در بیابانی برهوت و ترسناک روایت می کرد ، که چگونه تنهایی فرد در یک محیط پرت افتاده می تواند پیچیدگی شخصیت های انسانی را در مواجهه با فشارهای سخت نشان دهد. فیلم نامه این فیلم را نیز دادلی نیکولز برای فورد نوشته بود. این فیلم مورد توجه مردم و منتقدان قرار گرفت و جوایزی از انجمن منتقدان فیلم نیویورک و اسکار دریافت کرد. همچنین این فیلم جان وین ( John wayne را به یک ستاره بدل کرد.
آقای لینکلن جوان ، برداشت باشکوه و غم انگیزی از نمایش نامه ماکسول اندرسون به همین نام بود و لینکلن را در جریان رشد خود از وکیلی جوان در شهری کوچک به اسطوره ای ملی نشان می داد.
769553_223در دهه ۱۹۴۰ جان فورد فیلم خوشه های خشم ( The Grapes Of Wrath ) را با اقتباس از کتاب مشهور جان اشتین بک ( John Steinbeck ) ساخت.

خوشه های خشم که شاید مهم ترین فیلم هالیوود درباره رکود اقتصادی آمریکا باشد به ماجرای خانواده ای کشاورز و بی زمین می پردازد که در دوره رکود اقتصادی به کالیفرنیا مهاجرت می کنند. فیلم نگاهی احساساتی به رنج های این خانواده دارد و از جهت ظاهر مستند گونه اش که با حرکات کنترل شده دوربین گرگ تولند ( Gregg Toland )، فیلم بردار ماهر فیلم ، همراه شده قابل توجه است. این فیلم نیز مورد توجه منتقدان قرار گرفت.
آخرین فیلمی که جان فورد پیش از جنگ جهانی دوم و پیوستنش به نیروی دریایی آمریکا ساخت چه سرسبز بود دره من ( How Green Was My Valley ) نام داشت.

این فیلم بر اساس رمانی به همین نام اثر ریچارد لیولین ( Richard Liewellyn ) اقتباس شد. این فیلم با روایتی رمانتیک و نوستالژیک ماجرای زوال خانواده ای معدنچی را در آغاز قرن بیستم و در دهکده ای کوچک روایت می کرد. این فیلم در سال نمایشهمشهری کین (Citizen Kane ) به نمایش در آمد و با وجود این رقیب قدرتمند پنج جایزه اسکار را ربود.

جان فورد در جریان جنگ به نیروی دریایی پیوست و برای دفتر خدمات استراتژیک ( OSS ) ، در سال ۱۹۴۲ فیلمی مستند به نام نبرد میدوی( Battle Of Midway ) ساخت. این فیلم اسکار بهترین مستند را نصیب فورد کرد. پس از موفقیت این فیلم ، در OSS ( این اداره بعدها به CIA تبدیل شد ) به ریاست بخش فیلم برداری رسید. در این سمت ، ساخت فیلم هایی جانبدارانه و تبلیغی از جنگ آمریکا را تحت نظارت داشت و خود نیز یک سری فیلم های کوتاه مستند ساخت. فورد در این دوره شخصا فیلم مستند هفتم دسامبر ( December 7th ) را با فیلم برداری گرگ تولندساخت. نسخه اصلی هشتاد و پنج دقیقه بود ، اما یک نسخه سی و پنج دقیقه ای از آن به نمایش در آمد و در سال ۱۹۴۳ فورد را برنده جایزه اسکار کرد.

نخستین فیلمی که فورد پس از جنگ ساخت ، آنها بی ارزش بودند ( They Were Expendable ) نام داشت. این فیلم با فیلم برداری ماهرانه جوزف آگوست ، داستان سربازانی را روایت می کرد که برای خارج کردن آمریکایی ها از فیلیپین با قایق پیشقدم می شدند.
پس از فیلم آنها بی ارزش بودند ، جان فورد یکی از شخصی ترین فیلم هایش را با نام کلمانتین عزیزم( My Darling Clementine ) ساخت. این فیلم وسترنی زیبا و حماسی و از نظر بصری جزء شاعرانه ترین آثار فورد است.

جان فورد در سال ۱۹۴۶، با همکاری مریان.اس.کوپر کمپانی ارگوسی پیکچرز کرپوریشن ( Argossy Picture Corporation ) را تاسیس کرد. نخستین فیلم این کمپانی اقتباسی از رمان قدرت و افتخار ( The Power And The Glory ) نوشته گراهام گرین ( Graham Greene ) بود که به نام فراری ( The Fugitive ) پخش شد. این فیلم نیز مانند کلمانتین عزیزم مورد استقبال قرار نگرفت. فورد برای جبران این خسارت دست به ساخت سه وسترن درخشان و اسطوره ای زد.فیلم نامه هر سه این فیلم ها را فرنک.اس.نوجنت ( Frank S.Nugent ) نوشت. این سه فیلم عبارت اند از : دختری با روبان زرد ( ۱۹۴۹- She Wore A Yellow Ribbon ) ، ریوگرانده ( ۱۹۵۰- Rio Grande ) و کاروان سالار ( ۱۹۵۰- Wagon Master ). این سه گانه به همراه دو فیلم دیگر کمپانی ارگوسی یعنی مرد آرام ( ۱۹۵۲- The Quiet Man ) و خورشید به روشنی می درخشد ( ۱۹۵۳- The Sun Shines Bright ) ، امروزه از بهترین دستاوردهای فورد ارزیابی می شوند.

جان فورد با تعطیل شدن کمپانی آرگوسی دوباره به استودیوها بازگشت و فیلم های بزرگی ساخت . اما فورد مهم ترین فیلم زندگی اش را که بسیاری آن را شاهکار فورد می دانند در سال ۱۹۵۶ ساخت. این فیلم جویندگان نام داشت. جویندگان بازگشتی بسیار موفقیت آمیز پس از شش سال به ژانر وسترن بود. در این فیلم جان وین ، در یکی از بهترین نقش آفرینی هایش ، در نقش سربازی جنوبی ظاهر شد که طی هفت سال در پی برادرزاده اش که کومانچی ها آو را دزدیده اند ، تمام غرب را زیر پا می گذارد. فورد در این فیلم ، سبک فیلم برداری مطمئن و سنجیده خویش ، تسلط بر چشم انداز در شکل مناظر فوق العاده مانیومنت ( از جمله مناطق بکر آمریکا که بسیاری از وسترن های مهم تاریخ سینما در آنجا فیلم برداری شده اند ) و مهارت فراوانش در جلوه انسانی بخشیدن به حماسه را به کمال رساند.

دهه شصت کم کم پیری به سراغ فورد آمد و او قادر نبود با سرعت زیاد کار فیلم سازی در هالیوود به خوبی کنار بیاید. با این حال فورد در دهه شصت سه وسترن نسبتا خوب و مهم ساخت :دو سوار ( ۱۹۶۱- Two Rode Together ) که داستانی درباره اسرای سرخپوست بود و نگاهی بدبینانه داشت ، مردی که به لیبرتی والانس شلیک کرد ( ۱۹۶۲- The Man Who Shot Liberty Valence ) که آخرین فیلم سیاه و سفید فورد بود و روایتی غیر متعارف از آمیزه واقعیت و اسطوره در وسترن داشت که به سبکی عمدا کهنه و از مدافتاده فیلم برداری شده بود و پاییز قبیله شاین ( ۱۹۶۴- Cheyenne Autumn ) ، فورد در این فیلم سعی داشت به نوعی بی حرمتی هایی را که در فیلم های وسترن قبلی اش به سرخ پوست ها کرده بود و عمدتا آن ها را وحشی و خونخوار معرفی کرده بود ، جبران کند و این بار چهره ای انسانی و خوب به آنها بدهد. کوشش او متظاهرانه ولی قابل احترام بود.

۸ فیلم مشهور جان فورد
1 دلیجان ۱۹۳۹
دلیجان فیلم وسترنی با شرکت کلر تروور و جان وین، فیلمنامه آن از داستان کوتاهی بنام «دلیجانی به مقصد لردزبرگ» اثر ارنست هیکاکس اقتباس شده ‌است. جان فورد وقتی کلر تروور و جان وین را برای بازی در این فیلم انتخاب کرد ۱۲ سال بود که فیلم وسترن نساخته بود.

فورد سعی کرد این فیلم را طوری بسازد که بتواند توجه تماشاچیان زن را نیز بخود جلب نماید. به این منظور با یک ماجرای عشقی به داستان اصلی رنگ و لعاب بیشتری بخشید و علاوه بر آن صحنه‌ای که در آن زنی کودکی بدنیا می‌آورد را نیز به آن اضافه نمود. اما با این حال فورد در مورد بکار بردن عناصر سنتی فیلم‌های وسترن در دلیجان کوتاهی نکرد. صحنهٔ حمله سرخ‌پوستان به دلیجان و مسافرانش در این فیلم یکی از صحنه‌های مشهور و کلاسیک سینمای وسترن است.

فیلمنامه این فیلم، به همراه چند نقد و داستان کوتاه «دلیجانی به مقصد لردزبرگ»، پاییز ۱۳۸۸ توسط نشر نی و با 2ترجمه ونداد الوندی پور در ایران چاپ شد.

خوشه‌های خشم ۱۹۴۰
خوشه‌های خشم بر اساس رمانی به همین نام به نوشتهٔ جان اشتاین بک ساخته شده است. این فیلم برنده اسکار بهترین کارگردانی شده است. در این فیلم بازیگرانی چون هنری فوندا، جین دارول و جان کارادین بازی می‌کنند.
فیلمنامه‌نویس این اثر ناتالی جانسون است.تصاویر داستان و فیلم به خوبی بحران‌های اجتماعی اوایل قرن بیستم را ترسیم می‌کند. نویسنده در این رمان بیان می‌کند که چگونه ابزار مدرن می‌تواند با کار یک کارگر، مزرعه دار و… در تعارض قرار گیرد. یعنی تراکتور که وارد کشاورزی می‌شود برابر با بیکار شدن ۱۰ نفر کارگر است.

تفاوت اساسی بین رمان و فیلم در این است که فیلم جان فورد اساسا بر خانواده در حال فروپاشیِ حاصل از بحران استوار است، اما رمان اشتاین‌بک این‌گونه نیست. اقتباس جان فورد از این رمان یک اقتباس استادانه در تاریخ سینماست 3و فیلم در مواردی به مراتب بهتر از رمان است.

دره من چه سرسبز بود ۱۹۴۱
دره من چه سرسبز بود در ژانر درام و خانوادگی که از رمانی به همین نام از ریچارد لولین اقتباس شده است. این فیلم در ۵ رشته اسکار دریافت کرد. در سال ۲۰۰۵ نشریه بریتیش فیلم ، چه سرسبز بود دره من را جزء برترین فیلم‌های تاریخ اسکار قرار داد، زیرا این فیلم همشهری کین و شاهین مالت را از دور رقابت خارج کرد.

هیو مورگان ۱۲ ساله با خانواده‌اش که کارگر معدن هستند در دره‌ای سبز و آرام زندگی می‌کند. اما هم‌زمان با رشد و 4تغییر هیو، زندگی بیرون نیز به شدت در حال تغییر است.

مرد آرام ۱۹۵۲
مرد آرام در ژانر درام و خانوادگی است که از روی مجله‌ای با نام «پست شنبه عصر» از موریس والش اقتباس شده است. بازیگران جان وین، مورین اوهارا، بری فیتزجرالد، ویکتور مک‌لاگلن و وارد بوند. این فیلم در دو رشتهٔ کارگردانی و فیلم‌برداری اسکار دریافت کرد.

داستان فیلم مرد آرام داستانی شخصی، عاشقانه و سنتی در ایرلند است. شان تورنتن (جان وین) مُشت‌زن امریکایی ایرلندی‌تبار به دهکدهٔ زادگاهش در ایرلند باز می‌گردد تا گذشته‌اش را (مرگ رقیبش در یک مسابقه بر اثر ضربات او) فراموش کند. او خیلی زود با «مری کیت» (اوهارا) ازدواج می‌کند، اما طبق سنت، ازدواج این دختر تا پیش از دریافت جهیزیه‌اش که برادرش (مک لاگلن) از دادن آن امتناع می‌کند رسمیت نمی‌یابد.5

جویندگان ۱۹۵۶
جویندگان فیلمی در ژانر وسترن با بازی جان وین، جفری هانتر و ویرا مایلز است. جویندگان از جمله شاهکارهای جان فورد و از برترین فیلم‌های ژانر وسترن است.

ایتن ادواردز (جان وین) که یک کهنه سرباز جنگ داخلی امریکاست. او که خانواده‌ای ندارد بعد از سال‌ها به خانه برادرش برمیگردد. چند روزبعد اعضای خانواده برادرش در حمله سرخپوستان کومانچی کشته می‌شوند و برادرزاده‌اش لورا (ویرا مایلز) توسط آن‌ها ربوده می‌شود. به این ترتیب ایتن تصمیم می‌گیرد که به دنبال برادرزاده‌اش به رود و به جستجوی او بپردازد. در این راه برادرزاده ناتنی اش مارتین (جفری هانتر) نیز به او کمک می‌کند.
می شود سرگذشت خود و تام دانیفن را بازگو می کند.

6

آخرین هورا ۱۹۵۸
داستان درباره انتخابات آینده شهردار و تب و تاب نمایندگی های نامزدهاست. شهردار فعلی – با بازی عالی اسپنسر تریسی- که انسانی سالمف باوجدان و به شدت مردمی است به مردم توجه زیادی دارد و هر روز شخصا شهروندان را پذیرفته و به درد دل و مشکلات آنها می پردازد. وی فرزندی دارد که پی عیاشی است و نمادی از نسل بعدی جامعه امریکایی است که به سنتها توجهی ندارد.

مردم همه طرفدار شهردارند و هیچ کس فکر نمی کند که وی دوباره رای نیاورد اما اتحاد رسانه های جناحی و روزنامه های مختلف و ایجاد جو منفی پیرامون وی باعث می شود که او رای نیاورده و سرانجام با سکته ای شدید در بستر مرگ بیافتد که خود نماد از بین رفتن ارزش های انسانی در این جامعه است.

7
گروهبان راتلج ۱۹۶۰
این فیلم را جان فورد به همه ی سیاه پوستان آمریکا تقدیم کرده است. یعنی فیلم دفاع از یک سیاه پوست است. با بازی وودی استرود. شاید، غیر از حدس بزن چه کسی برای شام می آید با بازی سیدنی پواتیه، این اوّلین فیلمی است که شخصیت اوّل آن سیاه پوست است و تا آخر، فیلم بر محور او می چرخد.

فیلم با دادگاه نظامی شروع می شود. آدمها وارد دادگاه نظامی در یک شهر کوچک می شوند. جان فورد دادگاه را به سبک خودش خیلی شوخ طبعانه می گیرد. یک جور شوخ طبعی گزنده ی جان فوردی. یعنی بذله و شوخی ای که ممکن است خیلی تداوم نداشته باشد. مخصوص آدمهای آراسته و بورژوا نیست. مخصوص ولگردها و آدمهای معمولی کوچه و بازار است و لحن گزنده و تیزی هم دارد.
8مردی که لیبرتی والانس را کشت ۱۹۶۲
مردی که لیبرتی والانس را کشت با بازی جان وین، جیمز استوارت و ورا مایلز، است که داستانش درباره سناتوری به نام رانسون استودارد (جیمز استوارت) است که به همراه همسرش هالی (ورا مایلز) برای شرکت در مراسم تشیع جنازه ششلول بند پیری به نام تام دانیفن (جان وین) وارد شهر می شوند.
ورود آنها برای اهالی این شهر کوچک به لحاظ جایگاه سیاسی و اجتماعی سناتور غیر منتظره است. چرا خاکسپاری یک ششلولبند باید سناتوری والامقام تا این حد اهمیت داشته باشد؟ سناتور در پاسخ به این پرسش که از سوی خبرنگار روزنامه محلی شهر کوچک مطرح

John-Ford-237x300مرگ
فورد در ۳۱ آگوست سال ۱۹۷۳ درگذشت. با آنکه فورد ، گاه نژاد پرست و گاه احساساتی و همواره محافظه کار بود ، با این حال او یکی از کارگردان های بزرگ آمریکایی است. او توانست خود را به خوبی با سیستم استودیویی تطبیق دهد ولی با این حال هرگز از ساختن فیلم هایی با تکنیک های برتر و ارائه دیدگاه های شخصی اش کوتاهی نکرد ، چنانچه بسیاری او را از بهترین فیلم سازان دوره کلاسیک می دانند و او کسی است که بر بسیاری از فیلم سازان مطرح هم عصر و پس از خود تاثیر گذاشته است ، فیلم سازان بزرگی چون : ارسن ولز( Orson Wells )، فرانک کاپرا ( Frank Capra ) ، هاوارد هاکز ( Howard Hawks ) ، آکیرا کوروساوا ، اینگمار برگمن ، پیتر ویر و … .

بخشی از فیلمشناسی جان فورد
آقای رابرتس
سلام نظامی
زیارت
فراری
پست هوایی
توفند
جکی
خبرچین
متشکرم
نعل‌بند دهکده
نشان عقاب
نبرد میدوی
موگامبو
مردی که لیبرتی والانس را کشت
مردان بدون زنان
مرد آرام
متشکرم
0823c8ad415fdea3a21523415c1e5d3a_XLماجراهای مارکو پولو
لایتنینگ
کلمنتاین عزیزم
کشیش قاضی
طبل‌ها با چرخش پا
شمال خلیج هادسون
سه پدرخوانده
سفر دریایی طولانی به خانه’
ساعت مشکی
زن وحشی
ریو گرانده
۳ مرد بد
۷ دسامبر
۷ زن
آقای لینکلن جوان
ارواسمیت
افتخار دیگر ارزشی ندارد
پائیز قبیله شاین
پسر قوی
تلاش واپسین
Bio_302_www.jahaniha.com_11تورنادو
جاده تنباکو
چگونه غرب تسخیر شد
جویندگان
چه سرسبز بود دره من
چهار مرد و یک نیت خیر
خوشه‌های خشم
خیش و ستارگان
داناوانز ریف
دژ آپاچی
دلیجان

 

منابع : ویکی پدیا – ۳۱nama.com – دانشنامه رشد
ویرایش و نشر : ایران ادیب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *