بیوگرافی ژوزه ساراماگو ، از آهنگری و مکانیکی تا جایزۀ نوبل ادبیات

-ژوزه ساراماگو : زادهٔ ۱۶ نوامبر ۱۹۲۲ در آزینهاگا، پرتغال – درگذشته ۱۸ ژوئن ۲۰۱۰ در لاس پالماس، اسپانیا

sarabiografia2ژوزه ساراماگو در ۱۶ نوامبر ۱۹۲۲ و در دهکده‌ای کوچک در شمال لیسبون در خانواده‌ای کشاورز به دنیا آمد، او دو سال بعد به همراه خانواده به لیسبون رفت و تحصیلات دبیرستانی خود را برای امرار معاش نیمه تمام گذاشت و به شغل‌های مختلفی نظیر آهنگری، مکانیکی و کارگری روزمزدی پرداخت. پس از مدتی نیز به مترجمی و نویسندگی در روزنامه ارگان حزب کمونیست پرتغال مشغول شد.

اگرچه اولین رمان ساراماگو به نام کشورگناه در ۱۹۴۷ به چاپ رسید ولی ناکامی او برای کسب رضایت ناشر برای چاپ کتاب دومش موجب شد رمان نویسی را کنار بگذارد، تا این که با انتشار کتاب بالتازار و بلموندا در سال ۱۹۸۲ و ترجمه آن به انگلیسی در ۱۹۸۸ شهرت به سراغ او آمد، رمانی تاریخی که به انحطاط دربار پرتغال در قرن شانزدهم می‌پردازد.

سبک شاعرانه ساراماگو که تخیل و تاریخ و انتقاد از سرکوب سیاسی و فقر را با هم می آمیزد موجب شده است که او را به نویسندگان امریکای لاتین بویژه گابریل گارسیا مارکز تشبیه کنند. اما ساراماگو منکر این شباهت است و می گوید بیشتر از سروانتس و گوگول تاثیر پذیرفته است .

اثر جنجالی ساراماگو « انجیل به روایت عیسی مسیح » بود که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد. وزیر کشور وقت پرتغال آنچنان از این رمان برآشفت که نام ساراماگو را از فهرست نامزدهای «جایزه ادبی اروپا» حذف کرد و گفت این رمان توهین به کاتولیک های پرتغال است و موجب تفرقه افکنی در کشور شده است . ساراماگو نیز به نشانه اعتراض با همسر اسپانیایی اش پرتغال را ترک گفت و به لانساروت ، جزیره یی آتشفشانی از جزایر قناری ، به تبعیدی خود خواسته رفت.

فرهنگستان سوئد با ستایش از ساراماگو و اعلام اهدای جایزه نوبل ادبیات ۱۹۹۸ به وی گفت:« آثار ساراماگو با تمثیلهای ملهم از تخیل و شفقت و طعنه ما را بی وقفه وادار به ادراک یک واقعیت فرار و مبهم می‌کند.»

کتاب کوری
« کوری» یک رمان خاص است، یک اثر تمثیلی ، بیرون از حصار زمان و مکان، یک رمان معترضانه اجتماعی، سیاسی که آشفتگی واجتماع و انسانهای سر در گم را در دایره افکار خویش و مناسبات اجتماعی تصویر می‌کند.

ساراماگو تأکید بر این حقیقت دارد که اعمال انسانی در « موقعیت» معنا می‌شود و ملاک مطلقی برای قضاوت وجود ندارد، زیرا موقعیت انسان ثابت نیست و در تحول دائمی است. در یک کلام ساده، دغدغه عمده ذهن ساراماگو در این رمان فلسفی مسئله سرگشتگی انسان معاصر یا « انسان در موقعیت» است که از خلال ابعاد و لایه های مختلف و واکنشهای انان بررسی می شود.

از دیگر مایه‌های اصلی رمان نقد خشونت و میلیتاریسم، اطاعات کورکورانه ، دیکتاتوری و سیر تاریخی و فراگیر بودن آن است.
در شهری که اپیدمی وحشتناک کوری- نه کوری سیاه و تاریک که کوری سفید و تابناک- شیوع پیدا می‌کند و نمی‌دانیم کجاست و می‌تواند هر جایی باشد، خیابانها نام ندارد. شخصیتهای رمان نیز نام ندارد.

دکتر، زن دکتر، دختری که عینک دودی داشت، پیرمردی که چشم بند سیاه داشت، پسرک لوچ .سبک و ساختار دشوار رمان، پس از چند صفحه، جاذبه‌ای استثنایی پیدا می‌کند.درخلال پاراگرافهای طولانی، پیچیدگی‌های روح انسان و مشکلات غامض زندگی را تداعی می‌کند.

کوری مورد نظر ساراماگو کوری معنوی است. سازماندهی و قانونمندی و رفتار عاقلانه خود به نوعی آغاز بینایی بیوگرافی ژوزه ساراماگو ، از آهنگری و مکانیکی تا جایزۀ نوبل ادبیاتاست. ساراماگو کلام پیچیده و چند پهلویش را در دهان تک تک شخصیتهای کتاب و مخصوصاض در پایان در دهان زن دکتر گذاشته است:« چرا ما کور شدیم، نمی دانم ،شاید روزی بفهمیم ، می‌خواهی عقیده مرا بدانی ، بله ، بگو ، فکر نمی‌کنم ما کور شدیم ، فکر می‌کنم ما کور هستیم، کور اما بینا، کورهایی که می‌توانند ببینند اما نمی‌بینند.»

ساراماگو در « کوری» تعهد و باور عمیق خود را به عدالت اجتماعی، احترام به خرد و عقل سلیم همراه با تزکیه روح و جسم که تنها را ضمانت پایدار ماندن هر جامعه‌ای است درغالب یک رمان هنرمندان و شگفت انگیز به ما ارمغان میدهد.

« کوری» در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. ساراماگو می‌گوید:« این کوری واقعی نیست ، تمثیلی است. کور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسانها عقل داریم و عاقلانه رفتار نمی‌کنیم….»

سبک ادبی ساراماگو
منحصربه‌فردترین ویژگی آثار ساراماگو عدم کاربرد نشانگان سجاوندی به صورت متداول و استفاده از جملات بسیار طولانی است، که گاه در درون آن زمان نیز تغییر می‌کند. او از میان علائم نگارشی تنها از نقطه و ویرگول استفاده می‌کند و از سایر علامات که مثلاً جمله سئوالی را مشخص می‌کند یا آن را در گیومه می‌گذارد و… مطلقاً می‌پرهیزد. گفتگوهای شخصیت‌های داستان را پشت سرهم می‌نویسد و مشخص نمی‌کند که کدام جمله را چه کسی گفته و به ندرت یک پاراگراف را تمام می‌کند.

اگرچه بسیاری از منتقدان ادبی ساراماگو را در ردیف نویسندگان پیرو سبک رئالیسم جادویی قرار داده وآثار او را با نویسندگان اسپانیایی زبان آمریکای لاتین مقایسه می‌کنند اما او خود را ادامه دهنده ادبیات اروپا و تأثیر پذیری خود را بیشتر از گوگول و سروانتس می‌داند.

ساراماگو گاه در دل داستان‌های خود از جملات طعنه آمیزی استفاده می‌کند که ذهن خواننده را از حوادث تخیلی و غالباً تاریخی داستان خود به واقعیت‌های جامعه امروز معطوف می‌کند. نوک پیکان کنایه‌های ساراماگو معمولاً مقدسات مذهبی، حکومتهای خودکامه و نابرابری‌های اجتماعی است.

ساراماگو به همراه ژان مورو عضو هیئت داوران پنجاه و چهارمین دورهٔ جشنواره بین‌المللی فیلم سن سباستین بود.

بیوگرافی ژوزه ساراماگو ، از آهنگری و مکانیکی تا جایزۀ نوبل ادبیاتآثار ساراماگو
۲۰۱۱ – دفتر یادداشت (به پرتغالی: Caderno)
۲۰۰۸ – سفر فیل (به پرتغالی: A Viagem do Elefante)
۲۰۰۵ – وقفه در مرگ (به پرتغالی: As Intermitências da Morte)
۲۰۰۴ – بینایی (به پرتغالی: Ensaio sobre a Lucidez)
۲۰۰۳ – مرد تکثیر شده (به پرتغالی: O Homem Duplicado)
۲۰۰۱ – غار (به پرتغالی: A Caverna)
۱۹۹۷ – همه نام‌ها (به پرتغالی: Todos os Nomes)
۱۹۹۵ – کوری (به پرتغالی: Ensaio sobre a Cegueira)
۱۹۹۱ – انجیل به روایت عیسی مسیح (به پرتغالی: O Evangelho Segundo Jesus Cristo)
۱۹۸۹ – تاریخ محاصره لیسبون (به پرتغالی: História do Cerco de Lisboa)
۱۹۸۶ – بلم سنگی (به پرتغالی: A Jangada de Pedra)
۱۹۸۶ – سال مرگ ریکاردو ریس (به پرتغالی: O Ano da Morte de Ricardo Reis)
۱۹۸۲ – بالتازار و بلموندا (به پرتغالی: Memorial do Convento)
۱۹۷۷ – مبانی نقاشی و خطاطی (به پرتغالی: Manual de Pintura e Caligrafia)

سینما
فیلم دشمن به کارگردانی دنیس ویلنیو اقتباس ادبی از رمان مرد تکثیر شده(۲۰۰۴) است. فیلم سینمایی کوری به بازیگری مارک روفالو اقتباس ادبی از رمان کوری است.

 

 

 

منابع : ایسنا – hamseda.ir – ویکی پدیا – یورو نیوز
ویرایش و نشر : ایران ادیب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *