بیوگرافی چارلز دیکنز ، خالق رمان های پرجاذبه و مردم‌پسند

چارلز دیکنز : زاده ۷ فوریه ۱۸۱۲ در پورتسموت، انگلستان – درگذشت ۹ ژوئن ۱۸۷۰ در کنت، انگلستان

بیوگرافی چارلز دیکنز ، خالق رمان های پرجاذبه و مردم‌پسنددیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت پورتسی متولد شد. او دومین پسر جان دیکنز، کارمند اداره کارپردازی بحریه بود. کودکی چارلز مانند کودکی قهرمانان آثارش در مشقت و رنج و ناکامی گذشت. خانواده بر اثر شغل پدر ابتدا در لندن، سپس در چتم Chatham اقامت گزید. خوش‌نشینی پدر او را بر آن داشت که در این شهر، در خانه زیبایی مستقر شود، جایی که اولین خاطرات “دیوید کاپرفیلد” قهرمان یکی از داستانهای دیکنز به آن ارتباط می‌یابد. چارلز کودکی خیال‌پرور و رنجور بود و قصه‌های فراوان و وحشت‌انگیزی که دایه برایش نقل می‌کرد، به ذهن او حوادث گوناگونی را القا می‌کرد که زمینه عناصر هراسناک داستانهای آینده‌اش می‌گردید.

 

در انبار خانه کتابهایی برای خواندن یافت و با آثار سروانتس و فیلدینگ و کتاب هزار و یک شب آشنا شد ونه تنها این آثار را می‌خواند، بلکه در تصور خود، همه قهرمانان کتاب را به نمایش درمی‌آورد و آنان را در گوشه و کنار چشم‌اندازهای اطراف خود جای می‌داد، نتیجه آن شد که بسیار زود در وجود دیکنز رمان‌نویس و هنرپیشه‌ای بالفطره نمایان گشت. در این سالها “فانی” Fanny خواهردیکنز برایش پناهگاهی عاطفی به شمار می‌آمد و در دل این هنرمند جوان تصویرهایی از زن  مطلوب و کامل نقش می‌زد. در ۱۸۲۳ پدر چارلز دیکنز به لندن منتقل شد و به سبب قرض فراوان، خانه‌ای محقر در محله‌های دور از مرکز شهر برای سکونت خانواده اختیار کرد، چارلز دیگر به مدرسه نرفت، بلکه با کمک خدمتکار به امور خانه می‌پرداخت.

 

فانی خواهرش که نوازنده چیره‌دستی شده بود، از محیط نکبت‌بار خانواده رهایی یافت و چارلز در مصیبتی جانکاه فرورفت و هرگز موفق نشد بر این ضربه روحی نائل آید. پدرش نیز به علت قرض بسیار به زندان افتاد. مادر، چارلز را در دوازده سالگی به کارخانه‌ای فرستاد و او ناچار به کار پستی تن درداد. اگرچه مادر از شدت نیاز مالی به این کار اقدام کرده بود، چارلز او را نبخشود و پیوسته از احساس حقارت و تأثر شدید این دوره رنج می‌برد. کارش سه ماه بیشتر ادامه نیافت‏، اما در نظرش دوره‌ای بس طولانی آمد. کوچه‌های لندن، پس از کانون خانوادگی برای چارلز بهترین مدرسه بود و مایه‌هایی برای رمان “الیورتویست” فراهم آورد. پس از رهایی پدر از زندان، خانواده گرد هم آمد و دیکنز از نو به تحصیل پرداخت و دوستان و محیط تازه یافت و برای رفقایش نمایشهایی ترتیب داد.

 

بیوگرافی چارلز دیکنز ، خالق رمان های پرجاذبه و مردم‌پسندچارلز در ۱۸۲۷ کارمند دفتر اسناد رسمی شد، در آنجا تندنویسی آموخت و در اواخر ۱۸۲۸ ابتدا منشی و تندنویس یکی از نمایندگان مجلس عوام و پس از آن خبرنگار روزنامه “مورنینگ کرونیکل” Morning Chronicle در پارلمان گشت و بر اثر نظارت در گفتگوها و مشاجرات نمایندگان نفرتی عمیق از دموکراسی دروغین در خود احساس کرد. در این زمان دیکنز جوان عاشق دختر زیبای یکی از مدیران بانک شد. خاطره این عشق موجب پیدایش یکی از قهرمانان داستان دیوید کاپرفیلد و بسیاری از چهره‌های زنانه دیگر در آثارش گشت. کار چارلز از تندنویسی به روزنامه‌نگاری و وقایع‌نویسی انجامید و در این دوره سلسله مقاله‌های مصور و هجوآمیز از زندگی روزانه مردم انگلستان منتشر کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت.

 

این مقاله‌ها بعدها در کتابی به‌نام “طرحهای باز” Sketches by Boz در ۱۸۳۵ انتشار یافت که اولین کتاب دیکنز به شمار می‌آمد. دیکنز در این زمان با سه خواهر زیبا آشنا شد و با یکی از آنان به نام “کاترین هوگارث” Catherine Hogarth ازدواج کرد. خواهر دیگر به نام مری Mary که علاقه‌ای برادرانه با دیکنزیافته بود،مدتی بعد مرد! مرگ مری،  دیکنز را بسیار آشفته حال کرد‏، با وجود این سومین خواهر یعنی جورجینا Georgina نیز که در کانون خانوادگی دیکنز بزرگ می‌شد، به نوبه خود نفوذ زنانه عمیقی بر سراسر زندگی چارلز باقی گذارد. پیروزی طرحهای باز موجب شد که از طرف ناشر سفارش یک سلسله نوشته دیگر به دیکنز داده شود و بدین طریق “یادداشتهای بازمانده باشگاه پیکویک” The Posthumous Papers of the Pickwick Club نوشته شد که ابتدا در روزنامه‌ها و سپس در ۱۸۳۷ به صورت کتاب منتشر گشت. دیکنز در این اثر سرگذشت آقای پیکویک رئیس باشگاه و همچنین قصه‌هایی از افراد مختلف و عجیب دیگر را با خصوصیتها و آداب و رسومشان بیان کرده و با قدرت تخیل خویش مخلوقهایی بدیع آفریده است.

 

بیوگرافی چارلز دیکنز ، خالق رمان های پرجاذبه و مردم‌پسنددر این اثر صفحه‌ای نیست که در آن شیوه نقل کامل و درخشان به کار نرفته باشد. دیکنز با این اثر ناگهان به شهرت رسید و وضع مالیش بهبود یافت و همینکه به دنیای ادب کشیده شد، با فعالیت و نیروی خلاقه شگفت‌انگیزش پی در پی رمانهای جذابی به مردم انگلستان عرضه کرد که همه با بیانی انتقادآمیز و هجوی تند از جامعه همراه بود. چارلز، نویسنده‌ای که در کودکی رنج بسیار برده و مزه تلخ فقر را چشیده و نامهربانیها از خانواده خود دیده و در دوره جوانی در شغل تندنویسی و خبرنگاری با دقت به همه چیز گوش فراداده و با بینشی عمیق به همه چیز نگریسته، پس از آنکه به عالم نویسندگی وارد شد، به توصیف و بیان دردهای جامعه پرداخت- دردهایی که درد خود او بوده است. در ۱۸۳۸ رمان “الیورتویست” Oliver Twist انتشار یافت که قبلاً به صورت جزوه‌هایی منتشر می‌شد. دیکنز در این اثر نشان می‌دهد که جنایت چگونه به وجود می‌آید و زندگی آدمی چگونه در معرض خطر قرار می‌گیرد. وی قصد دارد با این روش، تصور غلطی را که تا آن روز در ذهن رمان‌نویسها از عالم جنایت وجود داشته، باطل کند.

 

در همین سال “حوادث زندگی نیکولاس نیکلبی” The Life and Adventures of Nicholas Nickleby”انتشار یافت که سودجویی اجحاف‌آمیز بازرگانان را در تغذیه شاگردان مدارس یورکشایر Yorkshire نشان می‌دهد که به مرگ عده‌ای از کودکان بر اثر گرسنگی می‌انجامد –وضعی که دیکنز خود به خوبی درک می‌کند و حتی در بعضی از صحنه‌های کتاب از تجربه‌ شخصی سود می‌جوید. در این اثر دیکنز با قدرت خارق‌العاده، نه تنها موفق شده است که از قهرمانان برجسته داستان تصویرهای دقیق بسازد، بلکه از سلسله اشخاصی که هریک به نحوی با زندگی او رابطه‌ای می‌یابد و همچنین از محله‌های لندن وصفهای زیبا و گاه حزن‌انگیز به عمل آورد. در ۱۸۴۰ “دکان سمساری” The old Curisity Shop منتشر شد. دختری جوان با پدربزرگ پیرش در دکان غم‌انگیز و در میان اشیای کهنه و در محیط غبارآلود و غم‌گرفته‌ای که با جوانی او تضادی عجیب دارد، به سر می‌برد. دختر با فداکاری از پدربزرگ مراقبت می‌کند و بر اثر حوادث و بدبختی‌هایی که به ورشکستگی پدربزرگ می‌انجامد و بر اثر فشار طلبکاران که مغازه را توقیف می‌کنند، همراه او می‌گریزد.

 

بیوگرافی چارلز دیکنز ، خالق رمان های پرجاذبه و مردم‌پسنداین دو مدتها از ترس گرفتار شدن، از این سو به آن سو سرگردان و آواره می‌مانند تا سرانجام به کلبه محقری در کنار کلیسایی پناه می‌برند، اما محرومیت و رنج و سرشکستگی، دخترک را از پای درمی‌آورد و به مرگ می‌کشاندش، چیزی نمی‌گذرد که پدربزرگ نیز به او می‌پیوندد. دیکنز موجود پاک و باصفا و فداکاری را پیش چشم می‌گذارد که در دنیایی نفرت‌انگیز به رنج و مرگ محکوم می‌گردد، دنیایی که در آن روابط عمیق انسانی رو به انهدام گذارده و روش استثماری و سرمایه‌داری دوزخی مرگبار پدید آورده است. رمان تاریخی “بارنبی راج” (Barnaby Rudge 1841) درباره شورشهای ضدپاپ در ۱۷۸۰ قرار دارد. دیکنز در ۱۸۴۰ به امریکا سفر کرد و انتظار داشت که در این سرزمین، با دموکراسی واقعی روبرو شود، اما برخلاف امیدهایش به اصول برده‌فروشی و ستمگری‌ و سودجویی‌ و اموری که به کلی با حقوق فردی مغایرت داشت، برخورد و در بازگشت به انگلستان “یادداشتهای امریکایی” American Notes را در ۱۸۴۲ و “ماجراهای زندگی مارتین چزلویت” The Life and Adventures of Martin Chuzzlewit را در ۱۸۴۴ انتشار داد که هجوی تند و نیرومند از ریاکاری و تسلط اهریمنی پول بر عالم انسانیت و خودخواهی در زندگی امریکایی بود. دیکنز در ۱۸۴۵ به ایتالیا سفر کرد، بر سر راه به پاریس رفت و با پذیرایی گرمی روبرو شد، اما این سفر او را از وضع اجتماعی کشورش منصرف نکرد. در ایتالیا رمان “سرود نوئل” A christmas Carol را نوشت که در ۱۸۴۳ منتشر شد و اشاره‌ای صریح به عصیان جامعه بود.

 

کتاب‏، موفقیت چشمگیری به دست آورد. دیکنز پس از گذراندن دوره‌ای ملالت‌بار از نو به رمان بزرگی دست زد که در زمینه تحلیل روانی و اخلاقی بشر پیشرفت آشکاری را نشان می‌داد. رومان “دامبی و پسر” Dombey and Son 1848 مکافات خودپسندی و سرمایه‌داری نامعقول و سرشار از قساوت و کینه‌وری را در زندگی اشرافی قدیم نشان می‌دهد. دیکنز مدتی خارج از انگلستان به سر برد و از دور ناظر انقلابی بود که در کشورش در شرف تکوین بود. “نامه‌ها” Letter  این دوره از زندگی او را نشان می‌دهد. دیکنز که سراسر عمر را در وسوسه کودکی می‌گذراند، در ۱۸۴۹ رمان “دیوید کاپرفیلد” David Copperfield را منتشر کرد، که نوعی زندگی‌نامه نویسنده است و به صورت اول شخص مفرد نقل شده و از نظر خود او بر سایر آثارش رجحان یافته است. کمتر اثری مانند دیوید کاپرفیلد توانسته است تا این حد از نزدیک حوادث واقعی و تکان دهنده زندگی کودک بینوایی را تجسم بخشد.

 

بیوگرافی چارلز دیکنز ، خالق رمان های پرجاذبه و مردم‌پسنددیوید کاپرفیلد شاهکار دیکنز است و به طور کامل محاسن و معایب او را در پرده نقاشی ستایش‌انگیزی ترسیم می‌کند. داستان “خانه غمزده”(Bleak House 1853) هجو تند و نیرومندی است از اشتباهات قضایی و مخارج گزاف و خانه خراب‌کن دادگاهها که به ورشکستگی و مرگ قهرمان کتاب و عده دیگری از اشخاص داستان منجر می‌گردد. دیکنز از طرفی انسانی دموکرات به شمار می‌آمد و از طرفی تحت تأثیر عقاید خرافی طبقه خویش قرار داشت. این تضادها سرچشمه رمان “روزگار سختی”(Hard Times 1854) گشت که وضع دشوار کارگران و ارتباط آنان با کارفرمایان و رفتار غیرانسانی را که مولود زندگی صنعتی است، پیش چشم می‌گذارد. در ۱۸۵۵ دختری که روزی عشق دیکنز را در جوانی به علت فقر و بینوایی رد کرده بود، بار دیگر در زندگی او ظاهر می‌شود، به او نامه می‌نویسد و دیکنز با او قرار ملاقات می‌گذارد، اما از دیدن زنی چاق و اطواری که جای آن دختر زیبا و دلفریب را گرفته بود، سرخورده می‌شود و از این دیدار مسخره‌آمیز برای نوشتن کتاب “دوریت کوچولو” Little Dorrit مایه می‌گیرد. این کتاب (۱۸۵۷) مانند معمول بر زمینه کشمکشی روانی و اجتماعی قرار داشت، همچنین مبارزه‌ای را بر ضد عوامل مخرب دموکراسی و ویران‌کننده مذهب و امور دیگر نشان می‌داد.

 

در ۱۸۵۷ دیکنز به هنرپیشه جوانی برخورد به نام “الین ترنان” Ellen Ternan و چنان عشقی از او در دل گرفت که از رعایت آداب و رسوم چشم پوشید، از همسرش با ده فرزند جدا شد و با الین که در واقع علاقه‌ای به او نداشت، زندگی مشترکی پیش گرفت و از بی‌وفایی او رنج بسیار برد. این رنج در کتاب “آرزوهای بزرگ” Great Expectations در سه جلد (۱۸۶۱) و “دوست مشترک ما” (Our Mutuel Friend 1865) منعکس می‌شود که نمودار خطوط برجسته و تازه‌ای از عواطف و ارتباط نویسنده با زن است. دوست مشترک ما آخرین اثر کامل دیکنز است. پس از آن فعالیت شگرف و چرخ گردنده وجود او ناگهان از کار بازایستاد و به صورت دیگری خودنمایی کرد. به نوبت این مجله یا آن مجله را اداره می‌کرد. کتاب “اسرار ادوین درود” The Mystery of Edwin Drood در ۱۸۷۰ نوشته شد که به سبب مرگ نویسنده ناتمام ماند.

 

شیوه واقع‌بینی و واقع‌نگاری دیکنز لحنی پرجاذبه و مردم‌پسند دارد. سبک نوشته‌هایش نافذ، مطایبه‌آمیز، عرفانی،انسانی و خیال‌انگیز است که از زندگی خصوصی وی تأثیر پذیرفته است. ساختمان داستانهای دیکنز در وهله اول به نظر عجیب می‌آید، موضوعها متفاوت و گسترده است. در آغاز هرداستان دو یا سه نکته پرتحرک بی‌هیچ ارتباط آشکاری به چشم می‌خورد. اشخاص تازه و فراوان بلاانقطاع از گوشه و کنار وارد صحنه داستان می‌شوند، اما قدرت عظیم و خلاقه دیکنز پرده‌های نقاشی وسیعی از زندگی پیش چشم ما می‌گسترد که همه چیز را نیرومند و جاندار می‌سازد و در همه آنها ذوق نمایشی فراوان دیده می‌شود. هیچ نویسنده انگلیسی نتوانسته است چون دیکنز دنیایی گوناگون با خصوصیتهای متمایز از بیرحمی و رنج و مسخرگی بسازد یا مانند او چنین قانع‌کننده بی‌عدالتی‌ها و ستمگریهایی که از طرف اشخاص بزرگ بر کودکان وارد می‌شود، در نظر مجسم کند. دیکنز محبوبترین و به قول عده‌ای بزرگترین نویسنده انگلستان است.

 

بیوگرافی چارلز دیکنز ، خالق رمان های پرجاذبه و مردم‌پسندمرگ چارلز دیکنز

بی‌قراری دیکنز برای خلق اثر هم‌چنان باقی بود، اما سلامت او با خواندن‌های پر از شیفتگی‌اش، روز به روز تحلیل می‌رفت. پس از سال ۱۸۶۰ (روزهایی که آرزوهای بزرگ قلم می‌خورد)، الن ترنان، گاه گاه در نزدش می‌ماند. در ۹ ژوئن ۱۸۶۵، دیکنز با سانحهٔ قطار مواجه شد که در مؤخرهٔ «دوست مشترک ما» به آن اشاره می‌کند، اما با این همه، کتاب‌خوانی‌های او و سفرهایی که با این هدف داشت، ادامه یافت، چنان‌که حدود ۱۸۶۷-۱۸۶۸ دیگر بار به امریکا رفت. او از لحاظ مالی هیچ کم نداشت، اما از نظر جسمانی شکسته به نظر می‌رسید.

 

بی‌اعتنایی او به هشدارها (فلج جزئی – ناتوانی در خواندن حروف سمت چپ و لنگش روز افزون پای چپ) تا بدان‌جا پیش رفت که در سال ۱۸۷۰ اقدام به یک رشته کتاب‌خوانی جدید نمود. دیکنز در ۱۵ مارس برای آخرین بار «سرود کریسمس» را خواند و سرانجام در ۹ ژوئن ۱۸۷۰، در حالی‌که «ادوین درود» به پایان نرسیده بود، به طور ناگهانی از جهان رفت.

 

نکات جالب در مورد چارلز دیکنز

 

* نام «دیکنز» در یک نمایشنامه شکسپیر هم ذکر شده، به معنای شیطان، شرارت و بدشانسی است.

*  ۷ پسر و ۳ دختر داشت و همیشه همسرش را سرزنش می‌کرد که چرا نسبت به زن‌های دیگر این قدر بچه آورد! دیکنز که احساس نمی‌کرد این وسط تقصیری داشته باشد، آخرش هم سر پیری زنش را طلاق داد.

*  عشق «تنابز بالالقاب» بود و برای همه اطرافیانش (از جمله این ۱۰ فرزند) اسم‌های مستعار بی‌معنی و من درآوردی‌ای درست می‌کرد.

* پدر دیکنز به خاطر مبارزات سیاسی علیه استعمار انگلستان به زندان نیفتاد بلکه به زهر مارفروشی‌ها بدهکار بود. البته زندان رفتن برای این خانواده از وضع خانه خودشان بهتر بود چون به صورت خانوادگی و حتی با خدمتکارشان در زندان زندگی می‌کردند. این که چطور پول خدمتکار را داشتند ولی پول زهرماری را نه، هنوز بر همگان پوشیده است.

* وسواس داشت. روزی «صدها بار» جلوی آینه می‌ایستاد و مو شانه می‌کرد. عین قرقاول یا طاووس لباس می‌پوشید (ظاهرا ً مختصری جلف بوده). فقط در راستای شمال به جنوب می‌خوابید. اگر در خانه چیزی سر جایش نبود، نمی‌توانست کار کند و در مهمانی، خانه دیگران را هم عین خانه خودش تمیز می‌کرد.

* صرعی بود و توصیفش از صرع (مثلا در برادر نابکار الیور توئیست) آن قدر دقیق است که در کتب پزشکی مثال زده می‌شود.

* عاشق خودش بود و خود را «گوهر درخشان انگلستان» می‌نامید.

* اولین کتابش «قصه‌های پیک ویک» و آخرینش «راز ادوین درود» است که ناتمام مانده و تا حالا عده زیادی ادعای ادامه دادنش را کرده اند.

* مشهورترین و پر فروش ترین داستان‌هایش، «سرود کریسمس» و «داستان دو شهر» هستند (نه الیور توئیست و دیوید کاپرفیلد).

* بلندترین داستانش Bleak House است که با اسم خانه متروک، سریالش را چند باری از تلویزیون دیده ایم.

* اثر مورد علاقه خودش دیوید کاپرفیلد است که می‌گویند خیلی به زندگی خود دیکنز نزدیک است.

* در همه قصه‌های دیکنز حداقل یک شخصت اصلی یتیم وجود دارد.

* دیکنز در ۲۶ سالگی در یک جلسه فرانتس آنتون مسمر (مخترع هیپنوتیزم) شرکت کرد و در بقیه عمر به قول خودش بیماران زیادی را شفا داد.

* کلا  آدم شوخی بود. سنت در مخفی داشتن در کتابخانه در انگلیس آن زمان رسم بود. در مخفی کتتابخانه دیکنز قفسه ای از کتاب‌های تقلبی با عناوین مسخره بود؛ مثلا ً کتاب  «دانایی‌های نیاکان» در چندین جلد (با عناوین «جهل»، «بیماری»، «خرافات»، «ابزارهای شکنجه» و … ) و کتاب «فضیلت‌های نیاکان» با قطری بسیار اندک (می‌گفت کسی فضیلتی برای نیاکانش پیدا نکرده است).

 * دیکنز- صرف‌نظر از مدل چهره و ریشش- از تخلص (pen name) بز (Boz) برای نویسندگی استفاده می‌کرد

 

جملات معروف چارلز دیکنز

 

بزرگترین آرزوی من این است که دلبستگی ام را به دنیا فراموش کنم. دنیا برای من مفید نیست و من هم به درد دنیا نمی خورم

هرگز این چهار چیز را در زندگیت نشکن: اعتماد . قول . رابطه و قلب ؛ زیرا اینها وقتی می شکنند صدا ندارند . اما درد بسیاری دارند

دلی داشته باش که هیچ گاه سنگ نمی شود چهره ای که هیچ گاه خسته نمی شود و لمسی که هیچ گاه آسیب نمی زند

یک در سنگین هم به کلید کوچکی نیازمند است

از گوش کردن به حرف های من ترسی نداشته باشید. من مانند کسی هستم که در جوانی مرده باشد ؛ زندگی من می توانست خیلی بهتر باشد ؛ ولی حالا تغییر کرده است

دو نوع خرد وجود دارد: خرد عقل . و خرد قلببیوگرافی چارلز دیکنز ، خالق رمان های پرجاذبه و مردم‌پسند

ما خود زنجیرهایی که در زندگی به تن می کنیم را می سازیم

برترین ویژگی بشری . مردانگی است

اگر جمهوری که می گویند می خواهد بدبخت ها را خوشبخت کند از مرگ من نفعی می برد . من با کمال میل حاضر به مردن هستم

شنل قرمزی اولین عشق زندگی من بود. همیشه احساس می کردم اگر می توانستم با شنل قرمزی ازدواج کنم . به سعادت کامل می رسیدم.

دنیا از آن کسانی است که برای به دست آوردن آن با خوش خلقی و ثبات قدم گام برمی دارند

من چرندیات بسیاری در مورد اینکه آدم های بد به صورتت نگاه نمی کنند شنیده ام. این تصور قدیمی را باور نکن. ریاکاری و دروغگویی مستقیما به صورت تو زُل می زند

بعضی کتاب ها پشت و روی جلدشان بهترین قسمت آن است

تفاوت اصلی بین ساخت و خلق دقیقا اینست: چیزی که ساخته می شود تنها بعد از ساخته شدن می تواند دوست داشته شود ؛ ولی چیزی که خلق می شود پیش از پیدایش دوست داشته می شود

تنها دو نوع سبک نقاشی پرتره وجود دارد: جدی و با لبخند

ما با گذشت زمان تغییر می کنیم ؛ زمان وظیفه ی خود را شرافتمندانه انجام می دهد

گناهان گاهی اوقات همان فضیلت هایی هستند که در آن ها زیاده روی شده است

هر تلاشی که در زندگی کرده ام . با تمام وجود تلاش کردم که آن را به خوبی انجام دهم

کار خیر از خانه آغاز می شود

گریه کردن ریه ها را باز می کند . چهره را شستشو می دهد . چشم ها را ورزش می دهد . و خشم را کاهش می دهد. پس به راحتی گریه کن

اگر چاپلوسی ماهر را تماما برای خود داشته باشی . دلپذیرترین همنیشن است. ولی سلیقه او بسیار غیر قابل اعتماد می شود وقتی که شروع به تعریف کردن از بقیه می کند

من بدون عادت به وقت شناسی . نظم . و تلاش . بدون اراده برای تمرکز بر روی یک موضوع در هر زمان . هرگز نمی توانستم به موفقیت هایی که بدست آورده ام برسم

افسوس بخشی طبیعی از موهای خاکستری است

اولین قانون تجارت اینست: کاری را در حق دیگران بکن که دوست داری در حق تو بکنند

فساد گاهی وقت ها تنها فضیلت هایی هستند که در آنها افراط شده است

ما هرگز نباید به خاطر اشک هایمان شرمسار باشیم

بین کسی که با شوق و حرارت کتابی را مطالعه می کند و کسی که می خواهد خستگی خود را با کتاب برطرف سازد . تفاوت بسیار است

هر قدر می توانید شاد زندگی کنید و هرگز فکر بیهوده به مغز راه ندهید . چون سلامتی را به خطر می اندازد

 

فهرست آثار چارلز دیکنز

دیکنز آثار بسیاری به صورت رمان و داستان‌های کوتاه دارد. او بیشتر داستان‌های معروفش مانند الیور تویست را به صورت داستان‌های سریالی در روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها منتشر می‌کرد که بعدها به صورت کتاب جمع‌آوری شدند.

 

رمانهای برجسته دیکنز

 

آقای پیکویک The Pickwick Papers۱۸۳۷

الیور تویست، The Adventures of Oliver Twist ۱۸۳۸

بیوگرافی چارلز دیکنز ، خالق رمان های پرجاذبه و مردم‌پسندماجراهای نیکلاس نیکلبی، The Life and Adventures of Nicholas Nickleby ۱۸۳۹

مغازه عتیقه‌فروشی، The Old Curiosity Shop ۱۸۴۰

بارنابی روج، (Barnaby Rudge (۱۸۴۱

سرود کریسمس، (A Christmas Carol (۱۸۴۳

زندگی و ماجراجویی‌های مارتین چوزلویت، (The Life and Adventures of Martin Chuzzlewit (۱۸۴۴

دامبی و پسر، (Dombey and Son (۱۸۴۸

دیوید کاپرفیلد، (David Copperfield (۱۸۵۳

خانه غمزده، (Bleak House (۱۸۵۳

دوران مشقت، (Hard Times: For These Times (۱۸۵۴

دوریت کوچک، (Little Dorrit (۱۸۵۷

داستان دو شهر، (A Tale of Two Cities (۱۸۵۹

آرزوهای بزرگ، (Great Expectations (۱۸۶۱

دوست مشترکمان، (Our Mutual Friend (۱۸۶۵

عبور ممنوع، (No Thoroughfare (۱۸۶۷ (به همراه ویلکی کالینز)

اسرار ادوین درود، (The Mystery of Edwin Drood (۱۸۷۰

 

 

 

منابع : ویکی پدیا – bartarinha.ir – nikend.com – ketabnews.com

ویرایش و نشر : ایران ادیب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *